نگاه — دیزاین

نشستن
امضای دسته دیزاین

به این سؤال فکر کنید: «صندلی چیست؟» لابد می‌گویید صندلی، صندلی است دیگر. این چه سؤالی است که با جوابش وقت خودمان را تلف کنیم. ولی واقعاً صندلی چیست؟ چقدر می‌شود به پاسخ این سؤال فکر کرد؟ ما در زندگی‌مان در مواجه با صندلی‌های مختلفی قرارگرفته‌ایم که هر کدام از سازندگان آن‌ها سعی کرده‌اند به این سؤال جواب بدهند. بعضی از جواب‌ها را دوست‌داشته‌ایم بعضی را نه.

تک‌چرخ
امضای دسته دیزاین

معلمین را فراخوانده‌اند برای جلسه‌ای قبل از شروع سال تحصیلی. برگزاری جلسه خودمانی و صمیمی است. بعد از احوالپرسی‌ها و معرفی معلمین و کلاس‌شان به یکدیگر مسئولین پایه صحبت خود را با معرفی دانش‌آموزان پایه هفتم شروع می‌کنند و بعد نوبت می‌رسد به گوش‌زد کردن نکاتی که توجه به آن‌ها از جانب معلمین برای مسئولین حائز اهمیت است. از جمله این‌که :«دانش‌آموز تک‌چرخ نزند.»

آقای غفاری
امضای دسته دیزاین

«آقا ببخشید! دنبال این کتاب بودین؟» این سؤال مرا که در حال خارج شدن از شهرکتاب هستم نگه می‌دارد. برمی‌گردم و یکی از راهنماهای آنجا با کتاب در دستش سؤالش را تکمیل می‌کند. جا می‌خورم و بعد تشکر فراوان می‌کنم. کتاب را می‌گیرم و می‌روم به سمت صندوق، رسید خرید را که می‌بینم دقت‌نظر راهنما وارد نشده ولی من به همین‌خاطر کتاب را گرفتم.

مردم‌داری
امضای دسته دیزاین

لحظه‌ای مخاطب و مردم را از چرخه دیزاین و خدماتی که قرار است برای مردم کاری انجام دهند حذف کنید. چه می‌ماند از آن‌ها؟ در زمان همه‌گیری کووید چه اتفاقی برای تئاتر و سینما افتاد؟ چطور می‌شود برای مردم کار کرد ولی درنظرشان نگرفت؟ اگر این‌طور است که بقای کسب‌وکارها با مردم گره خورده، سوالی که مطرح می‌شود آن است که میزان «توجه» به مردم باید چه‌مقدار باشد؟

سنگین‌گوش
امضای دسته دیزاین

اینکه آدمی در گوشش چیزی بیاوزد سابقه‌ای دیرینه دارد. چه اینکه آن آویختنی حرف باشد یا شئی. این‌طور که به نظر می‌رسد مورد استفاده آدمی از آویزان کردن یک شی به گوشش مختلف بوده و با توجه به فرهنگ و آداب‌و‌رسوم هر دیار و زمانی پیام‌های متفاوتی از این کار منتقل می‌شده. از اینکه بین طبقات اجتماعی تمایز ایجاد کند تا مشخص کردن بردگان! اینکه الان در زمانه ما این کار که فقط به گوش هم ختم نمی‌شود چه پیام یا پیام‌هایی را منتقل می‌کند جای سؤال است.

شریک جرم!
امضای دسته دیزاین

«کار جدید استاد فلانی رو دیدی؟ فااااااجعه‌ست، فاجعه!» این یکی از هزاران مورد مکالمه‌ای است که بین افراد در مواجهه با دیدن کار جدید استاد فلانی صورت می‌گیرد. در رایج‌ترین نوع و بی‌حاصل‌ترینش هم، فرد شاکی از طرح که نمی‌دانیم سواد و ذوقش در این حیطه چقدر است زیر آخرین مطلب صفحه استاد که تصویر لوگوی تازه طراحی‌شده یا بازطراحی‌شده است نظر می‌نویسد که: «کارهای زمان هنرستان من از این بهتره» و نظرش چندین شکلک قلب و خنده می‌گیرد.

دم‌پختک!
امضای دسته دیزاین

ما در زندگی روزمره‌مان چقدر در مواجهه با خدماتی قرار می‌گیریم که مزیتشان در فوری بودن است؟ چرا بیشتر از اینکه خود خدمت تبلیغ شود فوری بودنش خودنمایی می‌کند؟ غذای فوری، تحویل فوری، طراحی فوری و هزار خدمت فوری دیگر که لابد منجر می‌شود به مصرف فوری و کم‌طاقت‌تر شدن روز به روز سفارش‌دهنده!

فرح‌زاد
امضای دسته دیزاین

دیزاینر تلاش می‌کند که پیام‌های لازم را در طرحش بگنجاند و بعد بررسی می‌کند آیا مخاطب مورد نظر پیام را دریافت می‌کند یا نه. سوال اینجاست که چه میزان از این پیام‌ها را دیزاینر باید بگوید تا مخاطب شیرفهم شود؟ آیا می‌شود جایی برای نگفتن هم لحاظ کرد؟ مخاطب چه‌قدر دوست دارد که همه آنچه را که باید بشنود؟

رنگ رخسار
امضای دسته دیزاین

اینکه جناب سپهری در جایی سروده‌اند:« من چه سبزم امروز... » حاکی از آنست در روزهای گذشته به این رنگ نبوده‌اند یا خیلی از آخرین سبز بودنشان گذشته که سبز بودنشان را به زبان آورده‌اند. این را تصور کنید که ایشان هر روز سبز رنگ بودند. آن‌وقت دفتر شعرهایشان چگونه می‌شد؟ اینکه شعرهای ایشان رنگ‌های مختلفی دارد لابد بخاطر آنست که رنگ‌های مختلفی را تجربه کردند.