دم‌پختک!

امضای دسته دیزاین

ما در زندگی روزمره‌مان چقدر در مواجهه با خدماتی قرار می‌گیریم که مزیتشان در فوری بودن است؟ چرا بیشتر از اینکه خود خدمت تبلیغ شود فوری بودنش خودنمایی می‌کند؟ غذای فوری، تحویل فوری، طراحی فوری و هزار خدمت فوری دیگر که لابد منجر می‌شود به مصرف فوری و کم‌طاقت‌تر شدن روز به روز سفارش‌دهنده!

در آشپزی ایرانی اصطلاحی وجود دارد با عنوان «دم‌کشیدن» که مرحله ماقبل نهایی شدن پخت غذاست و در بخشی از نام بعضی غذاها هم دیده‌می‌شود. آشپز موادی که دور هم جمع شده‌اند را در فرآیندی که نتیجه‌اش قابل پیش‌بینی دقیق نیست رها می‌کند و آن‌ها شروع می‌کنند به دم کشیدنِ متناسب با همدیگر. جوابی که حاصل می‌شود از جنس دو دوتا چهارتا نیست. مقدار قابل‌توجهی از چهار بیشتر است و این مقدار با فوریت قابل دستیابی نیست. (اگر لغت قابل از طرفین معادله ساده شود می‌توان به‌ این رسید که توجه؛ دستیابی می‌آورد.) در خدمات طراحی چقدر این دم‌کشیدن لحاظ می‌شود و زمانش در انجام کار نادیده‌ گرفته نمی‌شود؟ اصلا سفارش‌دهنده متوجه دم‌کشیده و دم‌نکشیده می‌شود؟ در این‌ فرایندی که سفارش‌دهنده عجله دارد و طراح به فوریت تن می‌دهد چه‌چیزی می‌ماند؟ احتمالا هیچ! چون ماندگار مستلزم زمان است.

نویسنده: اصل