اینکه آدمی در گوشش چیزی بیاوزد سابقهای دیرینه دارد. چه اینکه آن آویختنی حرف باشد یا شئی. اینطور که به نظر میرسد مورد استفاده آدمی از آویزان کردن یک شی به گوشش مختلف بوده و با توجه به فرهنگ و آدابورسوم هر دیار و زمانی پیامهای متفاوتی از این کار منتقل میشده. از اینکه بین طبقات اجتماعی تمایز ایجاد کند تا مشخص کردن بردگان! اینکه الان در زمانه ما این کار که فقط به گوش هم ختم نمیشود چه پیام یا پیامهایی را منتقل میکند جای سؤال است.

اینطور که در تصاویر مربوط به تختجمشید حلقه در گوش مردان دیده میشود مشخص است که این کار مختص به زنان نبوده و احتمال تعلق به قشری خاص را تقویت میکند. حالا اینکه انتقال پیام این کار با دخالت صنعت مُد و زیبایی چقدر دچار تغییر شده معلوم نیست. یکی از منابعی که حلقهبهگوش بودن زیاد در آن ذکر شده شعر است و مورد استفاده آن هم بیشتر در خصوص آن است که فرد حلقهبهگوش بنده و غلام کسی است. حتی کار به جایی میرسد که شاعر دعا میکند حلقهبهگوش شخصی که برایش عزیز است باشد. شاعرِ دستبهدعا که امروز در تقویم متعلق به ایشان است؛ اینگونه سرودهاند: به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ / حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد!
جدای از اینکه آویختن چیزی در گوش چه نشانهای دارد و چه پیامی را منتقل میکند، رحمت خدا بر این شاعر گرانسنگ که خودشان زیوری پرنشانه هستند بر سیمای این سرزمین.
نویسنده: امیرحسین قیصری