مرسوم است اگر دستخط فردی خیلی بد باشد نسبتش بدهند به خرچنگ و قورباغهها یا نسخه پزشکان! حتما پیش آمده که دکتر بعد از معاینه شما با نسخهاش بدرقهتان کند. شما هم نگاهی به نوشتهها انداختهاید و احتمالا از بخش زیادی از آن سردرنیاوردهاید.

نسخه را میبرید و تحویلش میدهید به مسئولی در داروخانه و او با نگاهی به نسخه داروها را برایتان میآورد. سؤال این است در فرایندی که قرار است داروییهایی به شما تحویل دادهشود اصلا نیازی هست بتوانید دستخط دکتر را بخوانید؟
بیمار نیاز دارد دارویی دریافت کند که حالش را خوب کند ولی نیاز ندارد مطالب روی نسخه را بتواند بخواند. اصلا شاید خواندن نسخه برایش مفید نباشد. بیمار اینجا صرفاً واسطی است که نسخه را به داروخانه میرساند.
این رویکرد در تاریخ خوشنویسی و در خط تعلیق به چشم میخورد. منشیان دربار از این خط برای مکاتبات استفاده میکردند و سرعت نوشتار مثل نسخه پزشکان در آن مشهود است. در این رد و بدل کردن نامهها هم نیازی نبوده کسی که نامهرسان است بتواند نامه را بخواند.
در حالی که هم نسخه پزشک و هم نامه درباریان خوانده نمیشوند تفاوت اینجاست که دومی چشمنواز است.

نویسنده: امیرحسین قیصری