«کارفرما» هنوز بر زبان ما زنده است؛ اما برای همکاری نه: یک نفر فکر میکند میداند و دیگری باید انجام بدهد؟! امروز باید متخصص را دعوت کنیم تا چیزی به فهم ما اضافه کند؛ حتی اگر اولین پیشنهادش، تغییر سفارش ما باشد. با توجه به ۳ کلانروند عظیم اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیک این امر گریزناپذیر است.
ست گودین در «Linchpin» از انسان نسل بعدی کار سخن میگوید: کسی که فراتر از دستورالعمل، ابتکار و مسئولیت به کار میآورد؛ تنها کسی است که باقی میماند. اگر فرصت تشخیص را از متخصص بگیریم، هزینهٔ فکر را گران پنداشتهایم و حاصلش را هم نخواستهایم. شاید بخشی از خستگی مدیرانی که باید در همهٔ تصمیمها حاضر باشند، از همینجا آغاز میشود.
هوش مصنوعی جای مجری و کارفرما را میگیرد.
هوش مصنوعی مرزهای اجرا را جابهجا میکند. هرچه کار تکراری و قاعدهمند، خودکارسازی میشود و توسط AI انجام میشود. در این میان، ارزش انسانیِ همکاری را باید در کیفیت تشخیص هم جستوجو کرد: اینکه کاهش فروش به تبلیغ بیشتری نیاز دارد یا پیشنهادی روشنتر؛ اینکه تغییر بازار، بازنگری مسیر را میطلبد یا حفظ جهت را. کسبوکاری که فقط اجرای سریعتر میخواهد، ممکن است زودتر به مقصد اشتباه برسد. متخصص باید مجال داشته باشد پیش از شتابدادن به کار، دربارهٔ مقصد سؤال کند.
ارتباط و کرامت انسانی در کار مهمتر از آنچیزی است که فکر میکردیم.
پای کرامت انسانی در میان است. هر چند انقلابصنعتی و دیجیتال سعیکردند این را فراموش کنیم؛ اما پرداخت پول، فقط حق مطالبهٔ کیفیت و تعهد میآورد، جایگاه انسانی بالاتر نمیآورد. «سفارشدهندهٔ خدمت» و «ارائهدهندهٔ خدمت» مهمترین ویژگیاش همسطحی در ارزشآفرینی و احساس معنادار بودن زندگی و کار است. برای همکاریاند: یکی هدف، محدودیتها و انتظارش را روشن میکند؛ دیگری تشخیص، پیشنهاد و مسئولیت حرفهای میآورد. میان این دو، معیارهایی شکل میگیرد که تیم بتواند با آنها تصمیم بگیرد، نتیجه را بسنجد و هنگام رشد، از هویت کار دور نشود. واژهها رفتار میسازند. شاید «کارفرما» آنجا میمیرد که برای نظر دیگری، حتی وقتی مطابق میل ما نیست، جا باز میکنیم.
ارائهدهندگان جوان هویت متفاوتی دارند.
نسل جدید، از دهه ۷۰ به بعد شمسی، با این نگاه کار نمیکند و برایش ادبیات نسلی که به انقلاب صنعتی تنداده است غریب است. مانع بعدی این است که میلنیالها، نسلهای وای و زد، هویت خود را مجری نمیبینند . بنابرین نمیتوانند در موفقیت شما سهمی ایفا کنند؛ بنظر میرسد با التفات به سه موضوع کلیدی کرامت انسانی، تغییر نسل ارزشآفرینان و ورود هوشمصنوعیها و روباتها به صحنه اجرا، در کنار افول فرهنگ کار صنعتی بیمعنا و غیر محترمانه، امروز بتوان حکمی قطعی صادر کرد: «کارفرما» مرده است؛ چون «مجری» مرده است.
نویسنده: محمدعلی سرکانی