کسی که روی تردمیل میدود، قرار نیست به جایی برسد. او آگاهانه رنجِ حرکتی را به جان میخرد که ظاهراً هیچ پیشرفتی در مسافت ندارد. برای چه؟ برای پرورش چیزی که در بلندمدت به کارش میآید: بدنی توانمندتر، قلبی نیرومندتر و استقامتی بیشتر. دستاورد اصلی ورزش، مسافتی نیست که امروز پیمودهایم؛ ظرفیتی است که برای فردا در خود ساختهایم.
در کسبوکار هم همه تلاشها نباید به فروش امروز، بازگشت فوری سرمایه یا نتیجهای قابلاندازهگیری در پایان ماه منتهی شوند. همانطور که بدن با تمرین مستمر پرورش مییابد، روح کسبوکار نیز به مراقبت و پرورش نیاز دارد. برندینگ، تمرین پرورش این روح است؛ فرایندی که در آن باورها به اصول، اصول به رفتار و رفتارهای مداوم به هویتی قابلشناخت و اعتماد تبدیل میشوند. هویتی که به تصمیمها انسجام میدهد و به کسبوکار قدرت میبخشد تا در شرایط متفاوت، همچنان خودش باقی بماند.
شاید مسئله بسیاری از کسبوکارها این باشد که از هر تلاشی انتظار نتیجه فوری دارند؛ گویی کسی بخواهد اثر یک ساعت ورزش را همان روز در آینه ببیند. حال آنکه بعضی از ارزشمندترین سرمایهگذاریها، صرفِ پرورش تواناییهایی میشوند که هنوز به آنها نیاز پیدا نکردهایم. ساختن هویتی که بتوان آن را زندگی کرد، به تمرین و استمرار نیاز دارد. برندینگ، هزینه آراستن ظاهر کسبوکار نیست؛ سرمایهگذاری برای پرورش روحی است که قرار است سالها به آن زندگی ببخشد.
نویسنده: محمدعلی سرکانی