چرا ما این‌قدر زباله تولید می‌کنیم؟

امضای دسته برندینگ

زباله همیشه چیزی نیست که دور می‌اندازیم؛ گاهی نرم‌افزاری است که هر روز باز می‌کنیم، صندلی‌ای که رویش می‌نشینیم یا تبلیغی که ناچاریم ببینیم. چیزهایی که برایشان منابع صرف شده، اما هنگام استفاده، وقت و آسایش و حوصلهٔ ما را هم مصرف می‌کنند. پاسخ آماده است: اقتصاد خراب است، سرمایه نیست، شرایط نمی‌گذارد. این محدودیت‌ها واقعی‌اند؛ اما مگر هر آشفتگی در یک نرم‌افزار، هر تناسب نادرست در یک محصول و هر وعدهٔ بی‌پشتوانه در یک تبلیغ، از بی‌پولی آمده است؟ بحث بر سر نساختنِ اپل در ایران نیست؛ بر سر نقص‌هایی است که می‌بینیم، توان اصلاحشان را داریم و بااین‌حال تحویل مشتری می‌دهیم.

زباله چیست؟

در تجربهٔ همکاری ما با کسب‌وکارها، بارها مسئله پیش از بودجه، در تعریف «کارِ خوب» بوده است. چه کسی کیفیت را تشخیص می‌دهد؟ چه کسی اختیار دارد کار ضعیف را متوقف کند؟ و چه کسی بابت نقص آن پاسخ‌گوست؟ وقتی پاسخ این پرسش‌ها روشن نیست، سلیقهٔ مدیر جای تخصص می‌نشیند، تحویل‌دادن جای درست‌ساختن و تبلیغات جای اصلاح محصول. بعد انتظار داریم سرمایهٔ بیشتر نجاتمان دهد؛ درحالی‌که پول می‌تواند همین تصمیم‌های ضعیف را در ابعادی بزرگ‌تر تکثیر کند. کیفیتِ تفکر، در انتخاب همکار، تعیین اولویت و جزئیاتی آشکار می‌شود که سازمان حاضر نیست از کنارشان بگذرد. «همین خوب است» گاهی پرهزینه‌ترین تصمیم یک کسب‌وکار است.

برای ما، امثال رُست، لمیز و درسا از نمونه‌های ایرانیِ شایستهٔ توجه‌اند؛ یادآور اینکه می‌توان در همین محیط، معیار دیگری برای ساختن داشت. تحسینشان نباید فقط به خرید محصول ختم شود؛ باید از خودمان بپرسیم چرا دقتی که در کار آن‌ها دوست داریم، در کار خودمان مطالبه نمی‌کنیم؟ اصل از همین مطالبه معنا می‌گیرد: کنار هم آوردن آدم‌هایی با بینش و تخصص مکمل، برای ساختن برندهای ایرانیِ اصولی، کارآمد، اثربخش و زیبا. قرار نیست هرچه می‌سازیم گران یا تجملی باشد؛ باید به مسئله‌ای پاسخ بدهد و شایستهٔ وقت و اعتماد آدم‌ها باشد. آنجایی زباله تولید می‌کنیم که کار را تمام‌شده می‌دانیم، پیش از آنکه برای دیگری احترام قائل بشویم، و درست کار کند.

چرا ما این‌قدر زباله تولید می‌کنیم؟

نویسنده: اصل