سال ۲۰۰۳، باربرا استرایسند، خواننده و بازیگر مشهور، متوجه شد تصویری هوایی از خانهاش در میان بیش از دوازده هزار عکس از سواحل کالیفرنیا منتشر شده است. این عکسها بخشی از پروژهای برای مستندسازی تغییرات محیطزیستی سواحل بودند.
او برای حذف عکس شکایت کرد. اما نتیجه، برخلاف انتظارش بود. براساس گزارش گردانندگان پروژه، پیش از طرح شکایت، عکس موردنظر فقط شش بار دانلود شده بود که دو بار آن به وکلای خود استرایسند تعلق داشت. پس از رسانهایشدن شکایت، ماجرا توجه گستردهای پیدا کرد و تصویری که تقریباً کسی سراغش نمیرفت، به ترند خبری تبدیل شد. چند سال بعد، این پدیده به این نام معروف شد: «اثر استرایسند» (Streisand Effect).
وقتی واکنش از خود اتفاق مهمتر میشود
این پدیده از منظر ارتباطات، نه فقط یک داستان بامزه اینترنتی، بلکه هشداری درباره پیامدهای پیشبینینشده تصمیمهای ارتباطی است! موقعیتی را تصور کنید که مشتری یک فروشگاه اینترنتی، در صفحه شخصی خود از تأخیر در تحویل سفارشش انتقاد کرده است. نوشته او فقط ۲۳۲ بازدید دارد و هنوز توجه زیادی جلب نکرده است. اما شرکت، بدون بررسی دقیق ماجرا، عجولانه اطلاعیهای رسمی منتشر کند، ادعای مشتری را بیاساس بخواند و از پیگیری حقوقی سخن بگوید. و در ادامه احتمالا کسانی که هیچ خبری نداشتند، درباره جزییات ماجرا بیشتر کنجکاو شدهاند. واکنش هر برند، یک رویداد ارتباطی تازه و جدید است و میتواند پیامدهایی مستقل از اتفاق اولیه داشته باشد. گاهی پاسخ مستقیم به فرد معترض، بررسی موضوع و حل مسئله و حتی یک عذرخواهی ساده، از انتشار یک بیانیه عمومی مؤثرتر است.
آیا پس بهتر است تکذیب نکنیم؟
پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ در نشریه International Journal of Research in Marketing منتشر شد، با انجام پنج مطالعه روی ۴۳۳۷ مشارکتکننده، اثر اصلاح اطلاعات نادرست درباره برندها را بررسی کرد. نتایج نشان داد اصلاح روشن اطلاعات نادرست، لزوماً باعث باورپذیرترشدن شایعه نمیشود. حتی اصلاحات صریح میتوانند اثر منفی تکرار اطلاعات غلط را کاهش دهند. این پژوهش مستقیماً درباره اثر استرایسند نیست، اما تفاوت مهمی را یادآوری میکند: اصلاح یک ادعای نادرست با تلاش برای ساکتکردن منتقد، دو اقدام متفاوتاند. اگر اطلاعات غلطی درباره ایمنی محصول، سلامت مشتریان یا حقوق ذینفعان منتشر شده، سکوت ممکن است تصمیم خطرناکی باشد. سازمان باید متناسب با اهمیت موضوع، اطلاعات درست را بهموقع و با شواهد معتبر ارائه کند. اما اگر با انتقادی محدود روبهرو هستیم، انتشار اطلاعیهای پرتنش و تهدیدآمیز الزاماً بهترین شیوه پاسخگویی نیست.
پیش از تکذیب، چه سوالهایی بپرسیم؟
اول، دقیقاً با چه مسئلهای مواجهیم؟ با یک ادعای نادرست، انتقادی معتبر، سوءتفاهم یا خطای واقعی سازمان؟ هرکدام پاسخ متفاوتی میطلبد. نمیتوان با یک تکذیبیه، مشکل واقعی مشتری را برطرف کرد. دوم، چه کسانی از موضوع اطلاع دارند و چه کسانی باید مطلع شوند؟ پاسخ عمومی ممکن است ضروری باشد، اما بهتر است مخاطب و دامنه انتشار آن آگاهانه انتخاب شود. گاهی اطلاعرسانی مستقیم به افراد تحت تأثیر، از یک بیانیه فراگیر مفیدتر است. سوم، واکنش ما چه موضوع تازهای ایجاد میکند؟ آیا به روشنشدن واقعیت کمک میکند یا بحث را از مسئله اصلی به لحن پاسخ، تهدید حقوقی یا رفتار سازمان با منتقدان میکشاند؟ ما فقط مسئول پیامی نیستیم که منتشر میکنیم؛ باید تا جای ممکن پیامدهای انتشار آن را هم پیشبینی کنیم. و ارتباطات، فقط هنر انتخاب کلمات نیست؛ هنر تشخیص زمان، مخاطب و ضرورت گفتن آن کلمات هم هست.

نویسنده: پرهام احمدآبادی