ترمز کشتی

امضای دسته مارکتینگ

اگر با سرعت بالا در یک بوگاتی حرکت کنید و ترمز بگیرید، خیلی زود واکنش ماشین را حس می‌کنید؛ فشار پدال، کاهش سرعت، توقف. فاصله میان «اقدام» و «نتیجه» کوتاه است. کشتی اما این‌طور نیست. وقتی فرمان کاهش سرعت صادر می‌شود، توان موتور کم می‌شود، رانش تغییر می‌کند و مقاومت آب به‌تدریج سرعت را می‌گیرد. اما جرم عظیم کشتی باعث می‌شود بعد از تصمیم به توقف، هنوز مسیر قابل‌توجهی را ادامه دهد. تصمیم امروز گرفته شده، اما نتیجه دیرتر ظاهر می‌شود.

ترمز کشتی

چرا بعضی تصمیم‌های ارتباطی باید خیلی زودتر از زمانی گرفته شوند که نتیجه‌شان را می‌بینیم؟

شاید این یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای فهم تفاوت میان فروش و برندینگ، یا تبلیغات عملکردی و بخش مهمی از روابط عمومی باشد. در فروش و تبلیغات عملکردی معمولاً فاصله اقدام تا بازخورد کوتاه‌تر است. پیشنهاد را تغییر می‌دهید، قیمت را عوض می‌کنید، صفحه فرود را اصلاح می‌کنید، کمپین راه می‌اندازید یا تماس بیشتری می‌گیرید و نسبتاً زود می‌توانید نشانه‌ای ببینید: کلیک بیشتر شد؟ تماس آمد؟ فروش تغییر کرد؟ اما برندینگ و بسیاری از فعالیت‌های روابط عمومی بیشتر شبیه هدایت یک کشتی‌اند. وقتی امروز شروع می‌کنید به ساختن اعتبار، تعریف یک موضع روشن، شکل‌دادن به یک روایت، ساختن رابطه با رسانه‌ها یا تکرار یک تصویر مشخص از خودتان، الزاماً فردا اتفاق بزرگی نمی‌افتد. چیزی آرام‌آرام در ذهن بازار شروع به حرکت می‌کند. و نکته مهم همین‌جاست: چیزی که برای حرکت‌کردنش زمان لازم بوده، معمولاً برای تغییر جهت هم زمان می‌خواهد.

مسئله این نیست که کدام مهم‌تر است. مسئله این است که بدانیم با چه وسیله‌ای در حال حرکتیم. اگر پشت فرمان یک بوگاتی هستید، می‌توانید تصمیم بگیرید، واکنش بگیرید و سریع اصلاح کنید. اما اگر در حال هدایت یک کشتی هستید، باید زودتر فکر کنید. اگر مقصدتان کیش است، نمی‌توانید درست جلوی اسکله تازه تصمیم بگیرید که حالا وقت کم‌کردن سرعت است. بعضی تصمیم‌های ارتباطی باید زمانی گرفته شوند که هنوز هیچ نشانه فوری‌ای از نیاز به آن‌ها دیده نمی‌شود. برند یکی از همان‌هاست.

نویسنده: اصل