رسوای زمانه

امضای دسته برندینگ

از در و دیوار شهر تا تلویزیون و نمایش خانگی، به ما می‌گویند طلا بخرید، دلار نگه دارید، از نفت سهم بگیرید و پولتان را در ملکی پناه بدهید. ما در همین یک سال، سرمایه به کسب‌وکار آورده‌ایم؛ آن‌هم کسب‌وکاری خدماتی که قرار است به کسب‌وکارهای دیگر توانِ بهتر کارکردن بدهد. یعنی درست وقتی حفظ دارایی، زبان مشترک زمانه شده، ما با اشتیاق از خلق ارزش حرف می‌زنیم و هزینه‌اش را هم می‌دهیم. اما مگر نوآفرینی چه زمانی ضرورت پیدا می‌کند؟

دیوانگی عین عاقلی

وقتی پاسخ‌های موجود دیگر کفایت نمی‌کنند. آشوب، نیاز به تصمیم درست، استفاده بهتر از منابع و یافتن راه‌های تازه درآمد را فوری‌تر می‌کند. این نیازها البته باید به خدمتی مؤثر و کسب‌وکاری ماندگار تبدیل شوند؛ همان فاصله‌ای که چسبرو در «نتایج نوآوری باز»، میان پدیدآمدن ایده و به‌کارافتادن آن در اقتصاد توضیح می‌دهد. ما روی توان پیمودن همین فاصله سرمایه‌گذاری کرده‌ایم. درد داشته است؟ از جنس فشاری که در باشگاه تحمل می‌کنی تا توان تازه‌ای به دست بیاوری، مشروط به اینکه درست تمرین کنی. دالیو هم پیشرفت را حاصل درد همراه با تأمل می‌داند. عشق به این کار، برای من یعنی با تمام اشتیاق بمانم، یاد بگیرم و هر بار دقیق‌تر بسازم.

حفظ ارزش دارایی برای هرکدام از ما قابل‌فهم است؛ اما جمعِ این مراقبت‌های فردی، به‌تنهایی آینده یک مملکت را نمی‌سازد. بالاخره کسی باید سرمایه را به کار بیندازد، مهارتی را پرورش بدهد، خدمتی را بهتر کند و مسئله‌ای را حل کند. در تحلیل دالیو نیز رشد سطح زندگی به افزایش بهره‌وری وابسته است؛ به آدم‌های توانایی که سرمایه و دانش را به توان تولید تبدیل می‌کنند. سهم ما از علاج این اقتصاد همین‌جاست: ساختن کسب‌وکاری که توان ساختن را در کسب‌وکارهای دیگر بیشتر کند. این دیوانگی، در منطق خودش عین عقل است؛ عقلِ کسی که می‌داند برای بهترشدن اوضاع، باید چیزی بهتر به وجود آورد. فلسفه «اصل» همین است. اگر ساختن را تا بهترشدن اوضاع عقب بیندازیم، بهترشدن اوضاع را به چه کسی سپرده‌ایم؟

ارتباط این صحبت‌ها با برندینگ چیست؟ اگر شما الآن برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش نکنید، زمانی که اوضاع خوب است، دیگر دیر است. شما برای برند شدن باید باور شدن را تمرین کنید؛ هیچ‌کسی حاضر نیست حرف افراد سودجوی محطاطی را باور کند که در زمانه‌ای که بایسته‌ی تلاش بوده، طلایش کرده‌اند. ریسک، حرکت، تحول‌آفرینی، نوآوری، رهبری و دقت نیازمند قلب‌های بزرگ است، و موفقیت، پاداش این سرمایه‌گذاری‌ها است.

نویسنده: اصل