پایین‌تر از «وجود» خدا، همه‌چیز حل مسئله است.

امضای دسته برندینگ

هر فعلی، پاسخی است به یک «چرا» یا یک «چگونه». استراتژی می‌پرسد چگونه باید رسید؛ دیزاین، چگونه می‌شود بهتر ساخت؛ مارکتینگ، چگونه می‌شود ارتباط برقرار کرد؛ آشپزی، چگونه می‌شود از آنچه هست تجربه‌ای مطلوب ساخت؛ و حتی عشق، چگونه می‌شود دیگری را دید، فهمید و نگه داشت. شاید حرفه‌ها بیش از آنکه با ابزارهایشان از هم جدا شوند، با نوع مسئله‌ای که می‌بینند و کیفیت پاسخی که به آن می‌دهند متفاوت‌اند.

مسئله‌ی هویت

«هویت» هم از همین جنس است. انسان یک‌باره به کسی که هست تبدیل نمی‌شود. از نخستین صورت‌گرفتن، تا تربیت پدر و مادر، محیط، علاقه‌ها، استعدادها، شکست‌ها، انتخاب‌ها، آدم‌هایی که سر راهش قرار می‌گیرند و فرصت‌هایی که به او داده یا از او گرفته می‌شود، مدام چیزی در حال صورت‌دادن اوست. بعضی قابلیت‌ها در پاسخ به یک کمبود ساخته می‌شوند، بعضی علاقه‌ها در مواجهه با یک امکان پیدا می‌شوند و بعضی ارزش‌ها فقط پس از چند بار زمین‌خوردن جدی می‌شوند. آن آدم هشتادساله، جمع ساده‌ای از ویژگی‌ها نیست؛ صورت پخته‌ی هزاران پرسش است.

«هویت» چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنارش عبور کرد. اگر چیزی در ما بارها تکرار شده، اگر مسئله‌ای سال‌ها سر راه‌مان آمده، اگر استعدادی با وجود همه تغییرها هنوز باقی مانده یا ارزشی در موقعیت‌های مختلف خودش را حفظ کرده است، این‌ها اتفاقی نیستند، پاسخ‌های مسئله‌ی هویت متمایز ارزشمند ما هستند که از نقطه خلقت ما خداوند با صورت‌دادن آغاز کرده است. برندینگ، پیش از آنکه چیزی اضافه کند، بهتر است این ردها را ببیند؛ پشت این همه تکرار، چیزی از «اصل» ما پنهان است؛ پاسخ «اصلی» خلقت ما برای پرسشی که در جهان وجود داشته است.