درست همان لحظهای که هانیه در کافه کای شهرک غرب آیسکافیاش را سفارش داده و منتظر است تا استوریاش کند، گوشهی دیگری از تهران، نبش کوچهی خانهی سعید، یک قهوهفروشی باز شده؛ جایی که سعید و رفقایش عادت دارند بعد از باشگاه چند شات اسپرسو بزنند. هانیه میگوید «امروز کافئینم پایینه» و سفارش را «تیکاِوی» میگیرد؛ سعید میگوید «یه قهوه بزنیم آدم شیم» و سفارش را «بیرونبر» میگیرد.
ظاهرا هر دو یک چیز میخورند اما کلمات جهانهای متفاوتی میسازند، حتی اگر مترداف باشند.
(روز جهانی قهوه مبارک)
نویسنده: اصل