شما به یک وزیر نیاز دارید.

امضای دسته برندینگ

پادشاه باید «جایگاه» داشته باشد. نه چون همیشه درست می‌گوید؛ چون اگر جایگاه تصمیم‌گیری از بین برود، نظم هم از بین می‌رود. بخشی از مسئله‌ی کسب‌وکارها همین‌جاست: مدیر اشتباه می‌کند، اما اطرافیان به‌جای «وزارت»، شروع به «پادشاهی» می‌کنند. وزیر خوب قرار نیست مطیع باشد. باید ببیند، بفهمد، مخالفت کند، هشدار بدهد و حتی جلوی تصمیم بد بایستد؛ اما بدون آن‌که جایگاه تصمیم‌گیر را تصاحب کند. به‌گمانم در کسب‌وکارهای ایرانی، بیش از مدیر خوب، «وزیر خوب» کمیاب شده است.

وضعیت فعلی

حتی اگر میلیون‌ها ایرانی متخصصِ مهاجرت‌کرده بازگردند، مسئله فقط با اضافه‌شدن دانش حل نمی‌شود. هنوز باید بلد باشیم با قدرت چگونه مواجه شویم؛ چگونه نقد کنیم، بدون آن‌که خودمان را صاحب تاج بدانیم. قاعده‌ای که برای خودم ساخته‌ام ساده است: با هر پادشاهی، حتی پادشاهی ضعیف، تا وقتی خودت پادشاه نیستی، از جایگاه وزارت مواجه شو. حقیقت را بگو. مخالفت کن. راه بهتر را نشان بده. اما یادت نرود تاج بر سر چه کسی است.