آبی‌گل

DESIGNBRANDING

از سه ارزش تا یک زبان بصری قابل تشخیص

آبی‌گل برندی در حوزه عرقیات است که برای عرضه محصولاتش در ایران و کردستان عراق آماده می‌شد و در افق بلندمدت، ورود به بازارهای عربی را نیز دنبال می‌کرد. درخواست اولیه روشن بود: طراحی لوگو و لیبل بطری‌ها. اما پیش از رسیدن به فرم، یک مسئله باید مشخص می‌شد: آبی‌گل قرار است در اولین مواجهه، چه تصویری از خودش بسازد؟ گفت‌وگو با سفارش‌دهنده، سه ویژگی را برجسته کرد: اصالت، طبیعی‌بودن و کیفیت. این سه ویژگی، بخش محدود هویتی پروژه را شکل دادند و به معیارهایی برای تصمیم‌های طراحی تبدیل شدند. مسئله طراحی چگونه می‌توان اصالت را نشان داد، بدون اینکه به کلیشه تبدیل شود؟ لوگو قرار نبود فقط نشانه‌ای زیبا برای قرار گرفتن روی بطری باشد. باید از یک طرف حس ریشه‌داشتن و طبیعی‌بودن را منتقل می‌کرد و از طرف دیگر، کیفیت و تمایز لازم برای حضور در کنار برندهای شناخته‌شده را داشت. به همین دلیل، طراحی فقط از درون آبی‌گل شروع نشد. هویت بصری و بسته‌بندی برندهایی مانند ربیع و سحرخیز نیز بررسی شدند تا زبان رایج بازار شناخته شود و مشخص شود آبی‌گل کجا باید مسیر متفاوتی انتخاب کند. در نتیجه، پروژه میان دو پرسش حرکت کرد: چه چیزی باید از آبی‌گل دیده شود؟ و چگونه می‌تواند در میان دیگران، خودش باقی بماند؟ تصمیم‌هایی که فرم را ساختند ۱. ارزش‌ها به معیار انتخاب تبدیل شدند «اصالت»، «طبیعی‌بودن» و «کیفیت» قرار نبود فقط سه کلمه برای توصیف برند باشند. هر مسیر طراحی باید می‌توانست به این سه معیار پاسخ دهد. چند اتود شکل گرفت و گزینه‌ها نه فقط بر اساس جذابیت بصری، بلکه بر اساس میزان نزدیکی‌شان به این ویژگی‌ها ارزیابی شدند. مسیر منتخب، فرمی بود که می‌توانست این سه کیفیت را در کنار هم نگه دارد. ۲. اصالت از دل یک زبان بصری آشنا شکل گرفت یکی از منابع الهام اصلی پروژه، خوشنویسی و نقش‌ونگارهای فرهنگ بصری ایرانی بود. البته هدف، بازسازی مستقیم یک فرم سنتی نبود. مسئله این بود که بخشی از حس ریشه‌داشتن و آشنایی این زبان بصری وارد هویت آبی‌گل شود، بدون اینکه نتیجه به تصویری کلیشه‌ای از «سنتی‌بودن» تبدیل شود. در ادامه، مسئله دیگری اهمیت پیدا کرد: خوانایی. فرم منتخب باید شخصیت خودش را حفظ می‌کرد، اما همچنان نام برند را واضح و قابل تشخیص نگه می‌داشت. اصلاحات نهایی روی همین تعادل شکل گرفتند: شخصیت، بدون قربانی‌کردن خوانایی. ۳. لوگو باید روی محصول کار می‌کرد با تأیید لوگو، پروژه وارد مرحله طراحی لیبل شد. در اینجا لوگو دیگر یک فرم مستقل روی صفحه نبود. باید در کنار نام محصول، اطلاعات، رنگ، ترکیب‌بندی و سایر عناصر بسته‌بندی قرار می‌گرفت و همچنان هویت خودش را حفظ می‌کرد. محصول به‌عنوان یک نقطه تماس واقعی دیده شد. پرسش دیگر فقط این نبود که لیبل زیباست یا نه؛ بلکه این بود که مخاطب هنگام مواجهه با بطری چه چیزی را اول می‌بیند، چگونه برند را تشخیص می‌دهد و چه برداشتی از آن پیدا می‌کند. به این ترتیب، منطق شکل‌گرفته در لوگو وارد بسته‌بندی شد و هویت آبی‌گل در یک موقعیت واقعی استفاده قرار گرفت.

خروجی | دامنه همکاری شامل یک مداخله محدود در هویت و سپس طراحی نقاط تماس اصلی برند بود: تعریف معیارهای هویتی، طراحی لوگو و طراحی لیبل محصولات. بخش هویتی پروژه قرار نبود یک سیستم کامل برندینگ بسازد. وظیفه‌اش این بود که روشن کند طراحی باید چه ویژگی‌هایی را قابل دیدن کند. حاصل | برای این پروژه داده‌ای در اختیار نداریم که بتوان اثر طراحی را به فروش یا عملکرد تجاری نسبت داد. بنابراین شاهد اصلی پروژه، خودِ تصمیم‌های طراحی و خروجی‌هایی هستند که از آن‌ها شکل گرفتند. آبی‌گل با سه ویژگی شروع کرد: اصالت، طبیعی‌بودن و کیفیت. مسئله دیزاین این بود که این سه ویژگی فقط در توصیف برند باقی نمانند؛ به چیزی تبدیل شوند که مخاطب بتواند آن را ببیند و تشخیص دهد. بخش اصلی پروژه از همین نقطه آغاز شد: ترجمه اصالت، طبیعی‌بودن و کیفیت به فرم. از اتودهای اولیه، به انتخاب و اصلاح لوگو؛ و از لوگو، به لیبلی که باید در مواجهه واقعی با مخاطب کار کند.

BRANDINGDESIGNMARKETING

آرسس

از بهبود تجربه دیجیتال تا لمس اصالت